تبلیغات
اعجاب النـامه - یک خاطره یک دنیا یک شادی یک لبخند
متفاوت ترین اثر شیخ امیر مفاتح
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

امروز اومده بود

مثل پرنده های شانس
مثل کبوتر خوشبختی
مثل همه چی
امروز اصلا از ذهنم فراموش نمیشه
هرگز
تا مرگم این صحنه و این خاطره تو مغزم هک میشه.

به امید روزهای خوشحالی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهارم فروردین 1389 توسط اعجاب النـامه
Blog Archive