تبلیغات
اعجاب النـامه
متفاوت ترین اثر شیخ امیر مفاتح

شانس یکی از چیزی هایی هستش که من تو عمرم به بودنش باور کردم

یه مثال

یارو فوتبال بازی میکنه در طول 90 دیقه همش به حریف ضد حمله میکرده و حدود 10 تا به تیرک زده و ...

حریف میاد شانسی تو دقیقه نود و یکم میره گل میزه

سوت!!!!! تمام

یه ساعت دندان به جگر میمالی و خلاصه 300 تومان به جیب کافی نت میندازی خلاص

پینوشت: دقت کردین که اخیرا تو نوشته هام به دقیقه میگم دیقه.

تهنوشت پینوشت: البته از آرایه های ادبی نیز استفاده میکنم مثل دندان به جیگر مالیدن.




نوشته شده در تاریخ جمعه چهارم دی 1388 توسط اعجاب النـامه

دیروز مسجد

امروز مدرسه و درس شیمی آقای سیفی و خونه ساعت 15 مدرسه و تقویتی ریاضی و بعد چهار راه و اتوبوس و خونه و حیاط و کافینت و خونه و پشت کامپیوتر

امروز کم بود تو کافی نت دعوا بشه.

من فوتبال بازی میکنم و یه ارازلی هست که پول تو جیبش نداره! پول توجیبش نداره میاد بازی منو قضاوت میکنه

آخه تو کی هستی عوضی

حالا مثلا خودنشانی کلان و ارازل اداعی میکنه میگه: دعا کن ماه حرام هست والا

آقا را گوش کن ده دیقه قبل پشت کامپیوتر به سایت های فیلتر شده می رفت الان سر از محرم و حرام میگه

آقا اینجوریه

به قول این یارو ترک زبان گرامی: بش تومنه میل دورور   دودی عینک ورور

آخه بچه که اومدی از فوتبال حرف می زنی تو بچه بودی من کامپیوتر داشتم برو !!! برو !! برو 

پینوشت: ببخشید که دهنمو بد کردم اما باید میگفتم. امروز سرم درد میکنه و خیلی داغون هستم و ...

شاید این دو سه روز بنویسم

ضمناً عاشورا و تاسوعای حسینی بر شیفتگان آن تشنه کربلا تسلیت باد.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سوم دی 1388 توسط اعجاب النـامه

این ترانه ی عمیق و بسا تاثیر گذار ما را عجیب به یاد آن خوش سخن از حسن شماعی زاده می اندازد.

همو که میگفت: هرچی میخوای با خودت ببر اما گیتارو با خودت نبر

با این ترانه که: امشب دل من هوس رطب کرده

و در ادامه: یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره به کس کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم

 

آقا نده ببر ترشی درست کن والله

این آقا خیلی خسیس هست و پول هم تو عمرش خرج نکرده. فقط گریه و زاری و گله میکنه

عوض اینکه حالمون رو جا بیاره بدتر میکنه.

آقا خرما چنده؟ دوتا ببر بهش بده از این خلق دست ورداره

والسلام




نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هشتم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه

صبح بیدار میشی یه چیزی میخوری که بهش میگن صبحانه

میری حاضر میشی صدای بیب بیب سرویس ما اعصاب آدم رو کلا سرویس میکنه

میگی ببخشین که یه کمی دیر شده و اونم با چهره ی خوب تحویلت میگره

می رسی مدرسه درس های شروع می شه از زنگ اول

هندسه - ریاضی - شیمی

بعد تمام شدی و اومدی با کلی حال تو خونه که فردا جمعه است

ناهار و میخوری  و به ذهنت میاد که یک هفته است چیزی ننوشته ای و بع میای سر کامپیوتر و داری مینویسی که یادت میاد ساعت 30/3 کلاس داری

سرویس میشه کل برانامه های کافی نت

بعد از جمعه بازم شروع میکنیم مثل یک کاست دوباره میخوانیم و می رقصیم




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه
دلا خوش باش و مسرور  
ز این دیگر نباشد به زمن سرور

دیروز معطل بودیم و امروز هم معطل
پس فردا شنبس و ما مو های کچل


ایا یاران به دادم برسیم بدبخت شدیم
با این نمره هندسه یک فاضل شدیم

از این پس نشناسیم خلق را همچون قبل
در این موقع که باشیم ز پول پکر





نوشته شده در تاریخ جمعه سیزدهم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه
امروز جلسه علنی رو آغاز میکنیم
موضوع امروز جلسه و رای گیری در مورد خواستار تعطیلی شنبه این هفته است
از وزرا و نمایندگان محترم خواستاریم که رای های خود را از طریق رایانه بدهند؟؟

بعد از چند لحظه:

از 300 نماینده و وزرای داخله 300 نفر به این مورد رای اعتماد دادند
در اینجا با مشاور با وزرای محترم           تصویب شد

پینوشت: نوشته فوق مربوط به علاقه ایرانی ها به تعطیلات است و تعطیل بودن
این امری است در هزاره سوم خیلی مورد خواستار و طلب شده است
ممنونیم



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه

یک نوشته برای تموم خلق اعالم

یه نوشته برای تمام حجاج کعبه المحترمه

یک نوشته برای کسانی که احساسات عمیق در دل من ایجاد کردند

عید با سعادت قربان و رزو عرفه را پیشاپیش تبریک میگویم

به امید آنکه ما را در دادن گوشت قرانتان فراموش نفرمائید و همیشه در دل دوستان باشم

التماس دعا دارم از همه دوستان و حجاج بیت الحرام

شیخ امیر مفاتح

چهارم ذی الحجه الحرام سال یک هزار و چهارصد و سی




نوشته شده در تاریخ جمعه ششم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه

= آقا میدونی که این اخباره شبکه یک خیلی دگرگنون شده؟؟

: راست میگی؟؟ چطور مگه؟

= از وقتی که دکور و شکل اخبار رو عوض کردن عجب اخبار دیدن خوش میگذره

: مگه اخبار طنز هستش که خوش بگذره

= یه پیشنهاد مینوسم به دفتر 20:30 که انوم یه دستی به دکورش بندازه

:دیگه داره از وقت داروهای آلزایمرت میگذره فکر میکنی یه مقامی هستی ، برو داروهاتو بخور انشاا... خوبی میشی؟!!!!!!!

 

همین




نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم آذر 1388 توسط اعجاب النـامه

اثل سیاست زدن حرف های قلمبه سلنبه در ذات ما ها است.

فی البداهه یه موضوعی به ذهن اومد که میگم براتون:

در مجلسی نشسته بودم که یکی از حضار از اون چرت و پرت گوها هم همنشین نیز بودیم.

فردی ا در ایران شهر ری رو ندیده و پرفاصله ترین مکانش ترمینال شهید درستی است حالا اومده از سرگذشت های خود در شیکاگو و پارس و نیویورک تعریف میکنه.

من خودم فرد رو میناختم. خالی بندی است درجه یک بدون معلوم کردن اشاره ای به قدر یک تار مو

کم بود منم به چاخان هاش باورم بشه.

یکی از حضار دیگه که کباده ی شعر و ادب میکرد چنان از شعر های شخص شخیصی چون آقای استاد پرت و پلا گو محظوظ گردید که جلو آمد و جبهه شاعر را بوسید و فرمود


"و الله استادی"...!!!

بابا اینها کی هستن که سیاست نامه ای جدا برا خودشون دارن آخا مرده حسابی چرا دروغ میگی واسه خودنشانی

کسی که تو رو میشناسه برا نشان دادن خودت به او دیگه چه پرت و پلاهایی ؟؟؟!!!!

وناقعا من هم از سخنان این شخص شخیص آقای استادی خیلی بهره مند شدم.

کدام سیاست؟؟؟ کدام سرگذشت؟؟؟ ول کنین

همین




نوشته شده در تاریخ شنبه سی ام آبان 1388 توسط اعجاب النـامه

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد




نوشته شده در تاریخ جمعه هشتم آبان 1388 توسط اعجاب النـامه

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد این نوا را

 

همه روز در حیرتم من که دل شمس ضیاا

به پیام دلربای به زند باب مارا

 

روزگارا به ما وفا نکردی به پیامت میکشانیم

همه عالم قضا را

 

به جهان پیاممش داد به جهان خواهدم گفت

که این وفای آشنایی نبود به نفع مارا

 

همه عصر در این امیدم که بنگرم ز جلالت

نکنم ز این علاوه به خدا عاشقم من




نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط اعجاب النـامه

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

 

از کجا آمده ام آمدنم بحر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

 




نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط اعجاب النـامه

اشعارم چو خود شیرین است و دلنواز

شهریارا ما را نجات ده از این خطاهای دمدمی باز

 

گهی خوشنودیم و گهی غمگین

گهی شاعریم و گهی نویسنده و گهی تلمیذ

 

چو اشعارم را در این ختام نمایم

که شما خوشنود باشید و ما غمگسار

 

تهنوشت: این واسه من یه اصل هست که در زنگ های ادبیات و زبان فارسی شاعریم میگیره یعنی حس شاعری برا من میده که میتونم یه نویسنده باشم و از این جور چیزا

نتیجه نوشت: این برای افرادی که منو از نزدیک میشناسن خیلی واضح و بدون تعجب

انسانی با شخصیت های 1 ساعتی و حالات روحانی معنوی و مضاح ولی در کل یه شخصیت برجسته.

همین

 

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط اعجاب النـامه

بعد از کلی بگو مگو در نتیجه یه سال رو پشت سر گذاشتیم.

چیزهایی تلخ گذروندیم و چیزی هایی شیرین

نوشته هایی ام رو که نوشتم بعضی هاش خوب بودن و بعضی ها بعد یعنی کلا این نظر شخصی بندس.

بعد از روزهای پر بار مدرسه هم وقتی نکرده بودم براتون بنویسم

ولی امروز با حل شدن تلفن اینترنت دیگه آماده است.

نه اونطوری که شما تصور دارین. هر یک ماه یکبار. دیگه همه چیز سهمیه بندی شده.

همه و همش. مدرسه. کلاس زبان. گیم نت. سرویس و ...

تو پارانتز:

با اینکه با سجاد و بعضی از دوستانم جدا شدن یعنی رشتمون فرق کرده ولیز تازه هایی از نوع دیگرش به آنها اضافه شده. از نوع دیگرش

مثلا هادی ، من و مهرداد و سعید و سعید خودمون و حسین و میلاد تو کلاس ما هستن

ولی کاش مثل اول بود.

کاش!!!!!

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط اعجاب النـامه

امروز دوچرخه اعلا یم رو رنگ آمیزی کردم

نقره ای رنگ

تماماً نقره ای

تصمیم های زیادی راجع به دوچرخم گرفتم

مثلا دیگه سوپر یا گل گیر نبندم و اپورت باشم.

حتی صندل 100 ساله انتیقه ام رو هم فردا عوض خواهم کرد

کابل دنده هایم را عوض خواهم کرد

ترمز ها رو دست خواهم نمود

همه و همش...

همین




نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط اعجاب النـامه
(تعداد کل صفحات:13)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  

Blog Archive