تبلیغات
اعجاب النـامه
متفاوت ترین اثر شیخ امیر مفاتح
وقتی قیمت ارز کشور رو شخصی بنام " بسم الله " ! تعیین میکنه و تحقیق و تفحص مجلس از بورس با امضای " من الله توفیق " کنسل میشه،برای اقتصاد این کشور فقط میشه گفت: " انا لله و انا الیه راجعون "
خط خطی / آذر 1391 - شماره  18



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هشتم آذر 1391 توسط اعجاب النـامه
پسرک با ناراحتی پرسید: آیا فراموش میکنی؟
دخترک با بغض پاسخ داد:چگونه فراموشت کنم درحالی که اسم تو پسورد ایمیل من است!!!
چشمان پسرک پر از اشک شد و سریع به خانه برگشت و ایمیل دختر را دزدید و با دوستهای او دوست شد



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه یکم آذر 1391 توسط اعجاب النـامه
 
 
من اصلا دوست نداشتم جواب این آقا را بدهم فقط برای روشن شدن افکار مردم باید مسائلی را مطرح کنم. متاسفانه فردی که تنها مدت کوتاهی است به پرسپولیس آمده حالا دایه مهربان‌تر از مادر شده و این حرف‌ها را می‌زند. من می‌خواهم بپرسم به غیر از اینکه در راهنمایی و رانندگی بوده مردم جای دیگری او را دیده‌اند؟ چه کسی گفته که من همه چیز خود را از پرسپولیس دارم؟ من هرچه دارم از آن بالایی دارم. پرسپولیس و تیم ملی همه وسیله هستند. وقتی در بانک تجارت بودم بهترین گلزن آسیا در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی شدم. اگر پرسپولیس 20 میلیون به من می‌داد، من با انتقالم به تیم‌های خارج از کشور 3 4 برابر آن پول را برای پرسپولیس فراهم کردم. نمی‌دانم این آقا کجا بزرگ شده که چنین حرف‌هایی می‌زند؟

اعتقاد به ریشه است. شما اول باید ببینید که علی دایی کجای این فوتبال بوده است و بعد حرف بزنید. شمایی که همه چیز خود را از بنده خدا دارید. اصلا شما گذشته‌ای ندارید که من بخواهم به آن اشاره کنم. اعتقاد و مسلمانی به ریش نیست. فکر نکنید از شما به خاطر ... می‌ترسم! علی دایی از هیچ کس نمی‌ترسد فقط از آن بالایی می‌ترسد. آدم باید مسلمان باشد اما به مردم دروغ نگوید. شما بودید که اول فصل گفتید کهکشان می سازم و به خاطر تبلیغ خودتان و دیده شدن در میان مردم از این و آن حرف زدید. شما به من بدهکار هستید اما به خاطر اینکه برای خود تبلیغ کنید رفتید با قهرمانان وزنه‌برداری و دوومیدانی در المپیک قرارداد بستید. من حق خود را می‌خواهم آیا این بد است که فردی به دنبال حق خود باشد؟ حتی من سه ماه پیش با احترام کامل به باشگاه پرسپولیس نامه زدم و برای طلب خود درخواست کردم.
 
علی دایی جواب هزار نفر مثل تو را هم می‌دهد. تویی که بنده خدا به زور به پرسپولیس هولت داده، امثال علی دایی و علی کریمی بین مردم خواهد ماند. مگر می‌توانید با دو مشاوره غلط علی دایی را جلوی مردم قرار دهی. همه می‌دانند که من چطور درآمد کسب می‌کنم. حال یک سوال دارم. شمایی که مدیر دولتی بودید، این پول‌ها را از کجا آوردید؟ نکند شما مولتی میلیاردر بودید و ما خبر نداشتیم!

همه می‌دانند که من برای پرسپولیس و تیم ملی چه بازی‌هایی انجام دادم وقتی که به السد قطر رفتم بیشتر از دو میلیون مارک برای پرسپولیس سود فراهم کردم، اما مگر من زندگی‌ام را از بنده خدا گرفتم؟ شما هستید که تا به یک پست و مسندی می‌رسید، خودتان را گم می‌کنید. اصلا خنده‌ام می‌گیرد. چند وقت پیش یک نفر می‌گفت که بعضی‌ها می‌گویند دایی با بازیکنان پرسپولیس رابطه دارد. این موضوع اصلا غیر طبیعی نیست. خیلی از بازیکنان تیم‌ها در مشکلات‌شان با من مشورت می‌کنند. شما خجالت نمی‌کشید که درباره من این حرف‌ها را می‌زنید؟

شما فردا پس فردا رفتنی هستید اما مطمئن باشید که امثال علی دایی همیشه در دل مردم می‌مانند و شماها هیچ کاری نمی‌توانید بکنید. من از شما خبرنگاران می‌پرسم که آیا تا به حال من را به غیر از این شکل و قیافه جور دیگری دیده‌اید؟ من همیشه همین طور بوده‌ام. کمی با مردم روراست باشید کمی مرد باشید و معرفت داشته باشید. شما که تا الان از ناپاکی فوتبال دم می‌زدید و می‌گفتید که من برای مبارزه با این ناپاکی‌ها به فوتبال آمده‌ام شما که تا به حال هر زمان صحبت می‌کردید از دایی و کریمی تعریف می‌کردید. حالا چه شده که به دنبال تخریب این دو نفر هستید؟ شما که سهل است بزرگ‌تر از شما هم نمی‌تواند علی دایی را خراب کند. من باز هم می‌گویم که هرچه دارم از لطف خدا بوده متاسفانه آن‌هایی که آمدند خودشان را چسباندند میلیاردها به جیب زدند و رفتند. واقعا تاسف می‌خورم شمایی که دو روز است به فوتبال آمده‌اید و اصلا به عمرتان ورزشگاه ندیده بودید می‌آیید شال قرمز می‌پوشید و طرفدار پرسپولیس می‌شوید. مشکل ورزش ما همین است که افراد سیاسی و غیر فوتبالی به آن می‌آیند. شما اصلا در حدی نیستید که راجع به علی دایی حرف بزنید.
البته بعد از این بیشتر راجع به این آقا صحبت می‌کنم. شما حق زن و بچه من را می‌خورید. کسانی که بعد از علی دایی به پرسپولیس آمدند پول خود را گرفتند و رفتند اما فقط من مانده‌ام.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه هشتم آبان 1391 توسط اعجاب النـامه

قیمت کاغذ در طول شش ماه از افزایش نرخ جهانی طلا هم بالاتر می رود. بعد در ماه هفتم کارگروه تنظیم بازار راه اندازی می شود. تا جلوی افزایش را بگیرد و به درخواست اهل فرهنگ در همین قیمت 5 برابر شده، بماند. قیمت شیر و فراورده های لبنی یکشبه دو برابر می شود، دو ماه کارگروه تشکیل می شود. سه ماه بعد اعلام می شود باید منتظر بمانیم. شش ماه بعد قیمت های افزایش یافته با 10 درصد کاهش به عنوان تنظیم بازار ارائه و مدیران از همدیگر تشکر می کنند، دولت به عنوان منجی ارزانی در جهان، معرفی می شود.

پیشنهاد: وجدانا، حضرت عباسی، قیمت آخر را، از اول بفرمایید، ملت در صحنه هستند و بدون اعتراض، پرداخت می کنند. ولی از اول، آخری را اعلام کنید!


فیس بوک را فیلتر می کنیم، کلی هم فحش به ش می دهیم ولی همه بچه های بالا(منظور آن بالا نیست!)، سازمان های دولتی، افرادی که در گفتگوهای متعدد به شبکه های اجتماعی و نقش مخرب آن اشاره کرده اند و...در آن صفحه «ویژه» و حضور فعال دارند.

پیشنهاد: کلا همه چیز را فیلتر کنیم و زندگی را با فیلتر شکن از دریچه ای تازه، لمس کنیم...تفاوت را آنوقت احساس خواهید کرد


پول می دهیم، هیئت انتخاب می گذاریم، ساعت ها جلسه می گذارند و اخبار آن را رسانه ای می کنیم و همه را مطلع می کنیم که ما هم «نماینده اسکار» داریم، بعد «اسکار» را تحریم می کنیم.

پیشنهاد: شورای فرهنگ عمومی با کارشناسان فنی وزارتخانه، اساسنامه آکادمی اسکار را بررسی و در صورت مورد داشتن _ که صددرصد پر از مورد است _ آن را منحل کنند. داستان اسکار برای همیشه _ بستگی به دولت مردان بعدی دارد _ بسته خواهد شد




نوشته شده در تاریخ سه شنبه چهارم مهر 1391 توسط اعجاب النـامه

FC Barcelona    -    Real madrid

Stadium: Santiago Bernabéu

Capacity: 80000

Television: Star (Turkey)
Referee: Mateu Lahoz

امشب ساعت 1:00 بامداد


همیشه به یادتیم.جایت در بین اینها خالی هست





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هشتم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه
خیلی تلاش كردم ننویسم ولی نتونستم چون در برابر بعی از این خر ها باید اینو گفت
منظورم عده خاصی هست.ما به همه تهرانیا ارادت خاصی داریم ولی عده ای هستن كه یكم خوراك دهنشون رو نمیفهمن ، باید در برابرشون عكس العمل نشون داد تا متوجه بشن و الا یه چیز دیگه فرض میكنن

الا ای داور دانـــــــــا تــــو مـی دانـی کـه ایـرانــی    چــه محـنـتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چـــــه طــرفـی بست ازین جمعیت جز پریشانی    چــــه دانــد رهـبـری سـرگشـته ی صحرای نادانی


چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


تــــــو ای بــیــمار نـادانی چه هذیان و هدر گفتی   برشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی

قــــــمـــی را بـــد شمـردی اصفهانی را بتر گفتی    جــوانــمــردان آذربـــایــجــان را تـــرک خـــر گـفتی


تــــرا آتـــش زدنــد و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


تــــو اهــل پـایـتـخـتـی بـایـد اهـل معرفت باشی   به فــکــر آبــــــرو و افــــتــخــــار مـمـلـکـت بـاشـی

چرا بیچاره مشدی وحشی و بی تربیـت باشی   به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی


مرا این بس که می دانم تمیز دوست از دشمن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


تــــو از ایــن کـنـج شـیـرخـانـه و دکـان سـیـرابـــی   به جز بدمستی و لاتی و الواطی چه دریابی

در این کولژ که ندهندت به جز لیسانس تون تابی   نـخـواهـی بـوعـلـی سینا شد و بونصر فارابی


بــه گاه ادعـا گـویـی کـه دیـپـلم داری از لـندن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور   کـشیدند ازدوسو همسایگان در خاک مالشگر

بــه نـق و نـال هـم هـر روز حـال بـدکـنـی بـدتــــر    کـنـون تـرکـیـّه بـیـن و نـاز شـسـت تـُرکـهـا بنگر


کـه چـون مـانـدنـد بـا آن مـوقـعـیّـت از بلا ایمن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی    بـــه مـــردی بـا پـیـوسـتـم نـدانستم که نامردی

چـــه گـویـم بـر سـرم بـا نـاجـوانـمردی چه آوردی    اگر می خواستی عیب زبان هم رفع می کردی


ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


بـــه شـهریــور مـه پـاریـن کـه طـیــّارات با تعجیل   فرو می ریخت چون طیرابابیلم به سرِسجّیل

چـه گویم ای همه سازِ تو بی قانون و هر دمبیل   تــو را یکشـب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل


تــرا تـنـــبـور و تنبک بر فلک می شد مرا شیون

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


بــــه قـفـقـازم بــرادر خوانـد با خود مـردم قـفـقـاز   چون در تُرکیُه رفتم وه چه حرمت دیدم و اعزاز

بـــه تــهــران آمــدم نشــنـاخــتی از دشمنانم باز   مــن آخـــر سـالـها سرباز ایران بودم و جانباز


چرا پس روز را شب خوانی و افرشته اهریمـن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


بــــه دسـتـم تــا سلاحی بود راه دشمنان بستم   عـدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم

بـــه کـــام دشــمنــان آخـر گــرفتـی تیغ از دستـم   چــنــان پــیـوند بگسستی که پیوند نیارستم


کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


چــــو اســتاد دغـل سنگ محک بر سکه ی مـا زد   تـــرا تــنــهـا پــذیــرفــت و مـــرا از امتـحان وازد

سـپس در چشم تو تهران به جای مملکت جـا زد   چــو تــهــران نـیز تنها دید با جمعی به تنها زد


تــــو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


چـــــو خـواهـنـد دشمنی بنیاد قومی را برانــدازد   نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چــــو تـــنـــها کـــرد هـریـک را بـه تنهایی بدو تازد   چـــنـان انــدازش از پــا کــه دیـــگر سـر نیفرازد


تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریــب و فن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


چـرا با دوستارانـت عــنــاد و کیــن و لــج باشـــد   چــرا بــیـچــاره آذربــایــجـــان عـضــو فلج باشد

مگر پنداشتی ایـــران ز تــهـران تــا کــرج باشــد   هـــنــوز از مــاســت ایرانرا اگر روزی فرج باشد


تو گل را خار می بینی و گلشن را همه گلخن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


تـرا تـا تــــــرک آذربــایجـان بــــــود خراســان بود   کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چه شد کردولر یاغی کزو هر مشکل آسان بود    کجا شد ایل قشقاقی کزو دشمن هراسان بود


کنون ای پهلوان چونی تیری ماندونی جوشن

الا تـهـرانیا انصاف مـی کـن خـر تـویـی یـا مـن


کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان    نــه مـاهـی و بـرنج از رشت و چایی ر لاهیجان

از ایـن قحـط و غلا مـشکل توانـی وارهـاندن   جان مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان


دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هشتم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
کار ایران با خداست...
شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست
مملکت رفته ز دست
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست
کار ایران با خداست
کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست
کار ایران با خداست...
پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه
خون جمعی بی‌گناه
ای مسلمانان!
در اسلام این ستمها کی رواست؟
کار ایران با خداست...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هشتم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه
رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!!


نوشته شده در تاریخ سه شنبه هفتم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه



تركیه اولین بسته هاى كمك هایش را به آذربایجان فرستاد ولی تلویزیون داخلى انگار  نگران سوریه بود !!!



نوشته شده در تاریخ دوشنبه ششم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه
مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار می‌گذارند
بعد آگهی استخدام می‌زنند
بچه‌های وظیفه، یا شاعر شده‌اند یا خواننده!
خدا را شكر در خانه ما، كسی بیكار نیست
یكی فرم پر می‌كند، یكی احكام می‌خواند
یكی به سرعت پیر می‌شود
و آن یكی مدام نق می‌زند:
مرده‌شور ریختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتی؟


نوشته شده در تاریخ یکشنبه پنجم شهریور 1391 توسط اعجاب النـامه

اومدم بگم كه دیگه بیخیال

یكی دیر موندم ولی خب دیگه ...

الآن با خیال راحت ایینجام تا آخرش ، تا جایی كه دستم قوت نوشتن داشته باشه

انتخاب رشته رو هم كردم.تو پ پ پ پ  پ پ پ پ پ پ ...

در اولین فرصت كه برام بگن مینویسم براتون

همین




نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 توسط اعجاب النـامه
ما یك ملت «دوستدار علی» ‌هستیم،  نه «شیعه علی »‌ !!!
چراكه شیعه علی ، علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسئولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی ‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت كردن است.


نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 توسط اعجاب النـامه




نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم مرداد 1391 توسط اعجاب النـامه
بس است دیگر
اب بعضی از وزرا و وكلای عزیز
ای بعضی از خطبا و پیش از خطبای عزیز
لااقل قدری بیشتر تحقیق و مطالعه كنیم و قدری كمتر سخن بسراییم.
به قول حافظ " ای برادران رحمی "
و اخیراً ای خواهران ، كه دارید اضافه میشوید به سلسله سخرانان ، شما هم رحمی
كاش یك نوع مایع حرف شویی اختراع شود و جز اخبار ورزشی و امثال آنها همه حرفهای زاید را از صفحه تلوزیون و رادیو پاك كنه.

پینوشت: اینجا جا داره از دوست و برادر خودم - سعدی - كه خیلی خوب گفته تشكر كنم.
" سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی    به عمل كار برآید به سخن دانی نیست "



نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفتم خرداد 1391 توسط اعجاب النـامه
درس خوندن دو حالت داره:

1- درسای سختو که نمیشه خوند

2- درسای آسون که ارزش خوندن نداره

این دقیقا با روحیه 90% دانش آموزهای ایرانی همخوانی داره!!!
كم كم كنكور میاد و ما شبیه مرده هایی هستیم كه از  تابوتمان گرفته اند و داران میبرمون
یه ؤمانی بیدار میشیم كه سرمون به سن
گ بالا سرمون بخوره و میگیم:
" ای وای !!! این همون من بودم كه میبردنم."

فعلا بای
شاید تا 8 تیر نباشم.به هر حال حلالم كنید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط اعجاب النـامه
(تعداد کل صفحات:13)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

Blog Archive